تبلیغات
خانوم زبان

خانوم زبان
قالب وبلاگ

این بار سفرنامه ننوشتم. فقط عکس گرفتم. مقداری عکس به همراه کمی توضیح.

صبح زود بود که به مرز رسیدیم ولی رد شدن‌مون تا ظهر طول کشید. از مرز تا کوت رو با خط واحدهای شهرداری کرج رفتیم! کلی خط واحد خالی لب مرز واستاده‌بودند، درحالی که مردم پیاده داشتند جلو می‌رفتند. ما هم همراه مردم رفتیم جلو تا اینکه یه خط واحد دیدیم که داره مسافر می‌گیره. سریع پریدیم و سوارش شدیم. توی راه مسافرها التماس می‌کردند که اون‌ها رو هم سوار کنیم!

توی کوت نماز ظهر خوندیم و رفتیم دنبال ماشین به سمت نجف. یکی از مامورهای ایرانی که اونجا بودند گفت به نفع‌تونه با این تریلی‌ها برین. هم مجانی هستن، و هم اینکه جز اینها چیزی گیرتون نمیاد. گفت 40 دقیقه با تریلی میرین و بقیه‌ی مسیر رو با ماشین.



این عکس‌ها رو از پشت تریلی گرفتم. تو بعضی‌شون اصلا نمی‌دیدم دارم از چی عکس می‌گیرم. فقط دوربین رو می‌آوردم بالا و دکمه‌ش رو می‌زدم!



هر تریلی که می‌رسید، قبل از اینکه در عقبش رو باز کنن، مردها از دیواره‌ش می‌پریدن و سوار می‌شدن! به اون مامور ایرانی گفتیم یکی از تریلی‌ها رو نگه داره برای خانم‌ها! اون هم با تلاش فراوان این کار رو کرد و موفق شدیم سوار بشیم.



ولی چشمتون روز بد نبینه! هرچی می‌گذشت این 40 دقیقه تموم نمی‌شد که نمی‌شد!





دیواره‌های تریلی بلند بودند و بیرون رو نمی‌دیدیم. از آقایونی که کنار دیواره‌ها ایستاده‌بودند می‌پرسیدیم چیزی می‌بینید؟! ولی جواب به‌دردبخوری نمی‌گرفتیم!

گاه‌گاهی که ساختمون‌های بلند و تیر برق و اینجورچیزها می‌دیدیم، خوشحال می‌شدیم و فکر می‌کردیم دیگه رسیدیم. ولی باز ازشون عبور می‌کردیم!!





شرایط فیزیکی تریلی و کف سردش و باد شدیدی که موقع سرعت گرفتن تریلی به طوفان تبدیل می‌شد و تکون‌های شدید تریلی به کنار، بدتر از اون، عذاب روحی بی‌خبری بود که خیلی سخت بود! نه می‌تونستیم با راننده صحبت کنیم، نه هنوز سیم‌کارت عراقی خریده‌بودیم، نه مسیر رو می‌شناختیم، نه می‌تونستیم جایی رو ببینیم!

به جای 40 دقیقه، 8 ساعت تو این شرایط عذاب‌آور بودیم!! یه عذاب می‌گم، یه عذاب میشنوید ها!!!



بعدا که پیاده شدیم و از راننده گلایه کردیم، کلی هم منت گذاشت سرمون که چون شب بود و می‌دونستم ماشین گیرتون نمیاد، تصمیم گرفتم شما رو تا نجف بیارم! به دلایل امنیتی هم از یه مسیر طولانی‌تر رفته‌بود!!







طبقه بندی: کــــــــــربــــــلا 94،
برچسب ها: کربلا،
[ دوشنبه 29 شهریور 1395 ] [ 02:24 ب.ظ ] [ Zahede Shad ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

زاهده شاد- معلم زبان دوره راهنمایی- لیسانس- اهل خلخال
نویسندگان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب