تبلیغات
خانوم زبان

خانوم زبان
قالب وبلاگ
ایستگاه‌های آخر بود که بیشتر مسافرها پیاده شدند و قطار کمی خلوت شد. دیدم اون‌طرف یه خانم با دوتا بچه‌ی کوچیک ایستادند. یه خانم هم که کنارشون ایستاده‌بود و بخش عظیمی از موهاش بیرون بود شروع کرد به سخنرانی: چرا انسانیت حالی‌مون نیست؟ این خانم با دوتا بچه‌ی کوچیک ایستادند و بقیه نشستند! من نماز نمی‌خونم و نخواهم خوند. این چه نمازیه که می‌خونید ولی به هم‌نوع‌تون کمک نمی‌کنید؟ مملکت به خاطر همین چیزها ویران شده. و ...


-----------------------
الان «واقعنی» احساس می‌کنی دلیل خوبی برای نماز نخوندن پیدا کردی اون‌وقت؟



طبقه بندی: خاطره،
[ جمعه 7 آبان 1395 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ Zahede Shad ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

زاهده شاد- معلم زبان دوره راهنمایی- لیسانس- اهل خلخال
نویسندگان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب